Jul
05

كاشكي اسكندري پيدا شود!

Posted by علیرضا مترصد under دسته‌بندی نشده

وقتي يك شعر يك آهنگ يا هيرچي پيدا ميشه كه انگار واسه اين روزاي تو و امثال تو گفتن ديوانه ميشي. ميشه قالب اصلي زندگيت تو اين روزا .:

موج ها خوابیده اند, آرام و رام,
طبل توفان از نوا افتاده است.
چشمه های شعله ور خشكیده اند,
آب ها از آسیا افتاده است.
در مزارآباد شهر بی تپش
وای جغدی هم نمی آید بگوش.
دردمندان بی خروش و بی فغان.
خشمناكان بی فغان و بی خروش.
آه ها در سینه ها گم كرده راه,
مرغكان سرشان بزیر بال ها.
در سكوت جاودان مدفون شده ست
هر چه غوغا بود و قیل و قال ها.
آب ها از آسیا افتاده است,
دارها بر چیده, خون ها شسته اند.
جای رنج و خشم و عصیان بوته ها
پشكبن های پلیدی رسته اند.
مشت های آسمان كوب قوی
واشده ست و گونه گون رسوا شده ست.
یا نهان سیلی زنان, یا آشكار
كاسه ي پست گدائی ها شده ست.
خانه خالی بود و خوان بی آب و نان,
وآنچه بود, آش دهن سوزی نبود.
این شب ست, آری, شبی بس هولناك؛
لیك پشت تپه هم روزی نبود.
باز ما ماندیم و شهر بی تپش
وآنچه كفتارست و گرگ و روبه ست.
گاه می گویم فغانی بركشم,
باز می بینم صدایم كوته ست.

آب ها از آسیا افتاده؛ لیك
باز ما ماندیم و عدل ایزدی.
و آنچه گوئی گویدم هر شب زنم:
«باز هم مست و تهی دست آمدی؟»
آنكه در خونش طلا بود و شرف
شانه ئی بالا تكاند و جام زد.
چتر پولادین ناپیدا بدست
رو بساحل های دیگر گام زد.
در شگفت از این غبار بی سوار
خشمگین, ما ناشریفان مانده ایم.
آب ها از آسیا افتاده؛ لیك
باز ما با موج و توفان مانده ایم.
هر كه آمد بار خود را بست و رفت.
ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب.
زآن چه حاصل, جز دروغ و جز دروغ؟
زین چه حاصل, جز فریب و جز فریب؟
باز می گویند: فردای دگر
صبر كن تا دیگری پیدا شود.
نادری پیدا نخواهد شد, امید!
كاشكی اسكندری پیدا شود.

پ.ن: فتوبلاگ بعد از سال ها آپديت شد!

  1. دريا Said,

    آدم چي مي تونه بگه………………………………………………………….

  2. shirin Said,

    cheghadr na omid boode in shaer az khashmo hemmate mardom

Add A Comment

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.