قبلا از خشك و جدي بودن متن از پاي ثابت هاي وبلاگ عذر خواهي ميكنم.
سلام خانم كيخايي.
كامنت هاي شما در اين پست خيلي متعجبم كرد. در عين حال برايم جالب بود. برايم جالب بود كه كفگير اميدمان ديگر بايد به ته ديگ برخورد كند. اينكه شخصيت هنري مملكت ما هم به وقتش خيلي ساده جوش مي آورد. هرچقدر هم انتقاد تند حالا فهميدم “زنده باد مخالف من” محمد خاتمي نوشته اي بر آب بوده كه خيلي وقت هاست فراموش شده. فكر ميكردم اگر روزي اين نوشته را بخوانيد جوابتان خيلي سنگين تر و اساسي تر خواهد بود. طوري كه من حسابي به اشتباهي كه درباره كار شما (اگر) كرده باشم پي ببرم. شايد كامنت اول شما مرا ياد جر و بحث هاي لفظي دوران دبيرستانم انداخت. خانم كيخايي! در اين بحبوحه و بحران اميد ما به شما هنرمندان بود( ناچارا هست)
درباره نوشته ام شايد فقط همين را بگويم اين يك نظر شخصي بود نه انتقادي سازنده . نظري مانند همه نظراتي كه در اين وبگاه منتشر ميشود. من يك دانشجو هستم. نه يك منتقد. اگر بخواهم منتقد باشم هم در جايگاه نقد نيستم. سررشته اي هم در تئاتر ندارم. اما به تئاتر علاقمندم. كار ميبينم. كم هم نميبينم. متن هاي همسر گراميتان هميشه جزو برترين هاي من در كل مطالعاتم بوده اند.
كارگردان تئاتر ايران!
اي كاش اشتباهاتم را گوشزد ميكرديد نه اينكه از روي تمسخر به من پيشنهاد دخالت در كار همه تئاتري ها را بدهيد!!!! ميدانم هنر ما تنهاست. تنها تر از آنكه فكرش را هم بكنيم. و اين تنهايي را شما چه خوب حس خواهيد كرد. در اين فشار همه سويه به هنر ايران بويژه تئاتر شايد درست نباشد نتيجه زحمات يك گروه يكجا به باد انتقاد گرفته شود اما اشتباه بزرگتر از آن دامن زدن به اشتباه اولي است!
خانم كيخايي عزيز!
در اين وضعيت جامعه دانشجويي كه خودتان عضوي از آن هستيد بايد حمايت همه جانبه از اين هنر را بعمل آورد. بايد در هر وضعيتي پشت فرهنگ اين خاك بايستد بايد اين كوره راه صعب العبور را با دست خالي براي بقاي هنر هموار سازد اما نه به قيمتي كه از تمامي جهات نا اميد شود. اين لنگان كلك هنر بايد در اين سيل طوفاني به هر تلاشي پيش برود نه به ارزش رنج ديدن هم از طوفان و هم سكان دار!
هنرمند خاك آريايي!
اگر با لحن نوشته مشكل داريد اين بخش را بايد بنا به سوء تفاهم گذاشت و من در جايگاه عذر خواهي قرار بگيرم. لحن نوشته هايم در اين وبلاگ كلا همين تيپ بوده و هست. درباره نمايش خشكسالي و دروغ آقاي يعقوبي كه در جشنواره 87 ديدم هم نوشته بودم با همين لحن. ايشان بنده را حسابي خجالت زده كردند كه متن نه چندان حرفه اي بنده را در وبسايت شخصي شان درج نمودند .
خانم كيخايي
از لحن كامنت در عجبم. از شما هنرمند ايراني توقعات خيلي بالاتر از اين حرف هاست. وقتي هنرمند ما تاب شنيدن نظر مخالف را ندارد واي بر ما! واي بر اين خاك! توقعمان آنوقت از دولت خواهد بود مبني بر شنيدن صداي اعتراض؟ پيام دهكردي ميگفت :” در اين وضعيت حرف زدن از اشميت و برشت و … شوخي ست!”
روده درازي كردم. در آخر در صورتي كه رنجشي از سوي من به شما وارد شده از شما عذر ميخواهم و بنا بر عدم شناخت كافي من بگذاريد.
از عمق تاریک صحنه پیدایم کن!
از پروژکتورهای روز و شب
از سکانس های تکراری زمین، خسته ام!
دریا را تا می کنم
می گذارم زیر سرم
زل می زنم
به مقوای سیاه چسبیده به آسمان
و با نوار جیرجیرک به خواب می روم
نوار را که برگردانند
خروس می خواند.
موفق باشيد.

سلام جناب مترصد عزیز
من هم متعجبم از کامنت ایشان،من هم بازی ایشان در خشکسالی و دروغ را از بهترین های سالیان اخیر اصلا می دانم،اما خب طبیعی است که هر بازیگری افت-چه کوچک و چه بزرگ-محسوسی را در برهه ای مهم تجربه کند…ایشان باید کمی بیشتر در یادداشت شما تامل می کردند
————————————————————————
من هم بازي ايشون رو توي خشكسالي و دروغ واقعا دوست داشتم و كلا از ايشون توي بازيگري نميتونم ايرادي بگيرم. ولي كارگرداني هاشون - به نظر من - هنوز با آن حدي كه بايد و شايد خيلي فاصله داره. به نظر من خود آيدا كيخايي افتي نداشته.
gerde jahan gardideam khoobane alam dideam lotfe hame sanjideam
ahay janbe to chize degari na deghat kon ba toam janbe to khodet to chize degari
باز هم از این که دارید رفتار اصولی را به من یاد میدهید متشکرم…
پیش از اینکه دوباره به من نامهی سرگشاده بنویسید لازم میدانم توضیح بدهم که دلیل واکنشم به نوشتهی شما چه بود: خشونت کلام، ترور شخصیت دو تن از بازیگرانم که در این وانفسا باید تحسینشان کرد که در چنین نمایشی جرات کردهاند بازی کنند. پس حقشان نیست که بنویسید دلتان میخواهد خفهشان کنید یا کسی را پیش از این مدیر صحنه بوده است تحقیر کنید و به او حق ندهید که بازی کند چنین نگرشی خشونتبار است و تاسفبار است که شما که دانشجویید چنین نگرشی دارید. پس اگر شما یک مقام مسئول بودید چه میکردید؟ لابد آنان را محروم از کار میکردید. یادداشت من متاثر از لحن توهینآمیز یادداشت شما بود. اما کوشیدم تا آن حد خشونتبار نباشد. باید بدانید که شما بابت آنچه مینویسید مسئولید پس مسئولانه بنویسید. درود.
—————————————————————————————————–
كمي لحنتان تغيير كرد و از تعجب من كاست. شايد حقشان نبود كه بنويسم ميخواهم چكار كنم ولي اينكه نظرم را (حتي غلط) بيان كنم حق من بوده و هست پس از شما و بازيگرانتان بعنوان هنرمند توقع داشتن اين ظرفيت مي رود.
شايد به خاطر همين مقام مسئول نيستم اگر روزي قرار شد باشم شما حمايت نكنيد.
در آخر تاكيد ميكنم: من به كسي توهين نكردم . شايد مشكل ماست كه نميتوانم بي پرده ها را بيشتر بشنويم تا بگوييم.
من در حجریان مکالمات نبودم اما می دونم همین گفتگو ها در عین خشونت و سختی و سوئ تفاهم ها باعث حرکت به سوی دیالوگ میشه. غمگین نباشید ما یاد نگرفتیم تازه داریم یاد میگیریم.
———————————————————————
تازه داريم ياد ميگيريم…دقيقا!
Add A Comment