ديديد كلا بعضي وقتا آدم گير ميكنه بين دو جناح دروني و مشكل اصليش ميشه اينكه آيا كدوم درست ميگن؟!
و خب بيشتر وقتي اتفاق ميفته كه يه كاري انجام دادي واس خودت بعدش ديدي اي بابا يه سري از ته مغذت تازه از خواب پا شدن ديدن جاشون خيسه خودشونو دارن ميزنن به در و ديوار كه هو مرتيكه علاف بي كار چرا اين غلطا رو كردي مگه ميخواي جاي مارو اين ته چقدر از اين تنگ تر كني؟ از يه طرفم يه سري اين جلو هاي مغذت وايسادن ميگن ايول بابا دمت گرم آروم آروم داره ميشه اوني كه بايد ميشد هااااااا! دقيقا ميدونيد مثه چيه؟ مثه اينه كه وقتي نمايش تموم شده تو به عنوان يه بازيگر وسط سالن اصلي تالار مولوي (تهران- خيابان 16 آذر جنب كلينيك!!!:ي) وايستي ببيني اين طرفيا دارن واست خودشونو ميكشن اون طرفيا يه ذره دست مبارك رو هم به هم نمي ساين و آروم دارن ترك ميكنن اونجارو تا تو بموني و گندي كه بالا آوردي. مشكلتم اينه كه همه لباس سياه پوشيدن و هيچ كس رو عمرا بشناسي!
اين طور مواقع ميدوني چيكار ميكني؟ نميدوني؟ ميگم بهت! اينطور مواقع چون به هر حال عمرا يه وقت آسمون به زمين بچسه و تو گناه كبيره بكني كه حداقل به خودت بگي اشتباه كردم واسه همين ميگي بازم ايول به خودم كه وقتي گند ميزنم درست ميزنم!
آخرش ميدوني چي ميشه؟هيچي به هر نتيجه اي برسي ميگي خوب كردم! حالا چه به فلاكت بيفتي چه بشي خدا !




